دل را مده بر این دهر مغرور مشو به گیتی
چون دهر بی مروت خیر و بها ندارد
گربخت تو بلند است گشتی امیر دوران
بر دل نما حکومت جز این صفا ندارد
روزی رسد که نامت اعلان شآد به دیوار
بر چنگ مرگ بیفتی. ما و شما ندارد
گیرم به سقف خانه صد چلچراغ ببندی
روزی بخوابی درگور نور و ضیاء ندارد
در وقت تنگدستی هرگز مشو تو نومید
نومید آنکه باشد بر سر خدا ندارد
مشکن دلی به عالم از خالقت حذر کن
اشعار...ما را در سایت اشعار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 218