شعر عزای هشتم شهریور شهادت شهیدان رجائی و باهنر

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

 

در وصف شهیدان رجایی و باهنر

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

بشکند دستی که بر دین زد ضرر
کشت و از کینه رجائی ، باهنر

عدل و انصاف را به خاک و خون کشید
ناجوانمردانه در گردون کشید

از نفاق و جهل و از وابستگی
کشته اند خوبان در وارستگی

آن رجائی مرد دلسوز و امین
در ریاست بود بر کشور نگین

از میان تودهٔ زحمت کشان
بود هوادارِ همه مستضعفان

همّ و غمّش جز رفاه ما نبود
جای او جز نقش بر دلها نبود

باهنر مرد خدا بود و عمل
زره ائی در او نبود دوز و دغل

گرچه در عرش میهمان سرمدند
کشتهٔ دین حنیف احمدند

در فراق یار دلها خون شده
دیده ها در این عزا جیهون شده

رفته اند از بهر میثاق و وفا
کشتهٔ عشق اند در راه خدا

راهشان خالی ز رهرو کی شود
این مسیر از خون یاران طی شود

یادتان هست روز جانکاه عزا
سینه ها لبریز از درد و نوا

دوش مردم لاله های انقلاب
کرده اند از خون محاصن را خضاب

شد قیامت روز تشیع شهید
اینچنین تشیع که تا آن روز ندید

آن پیامی بود به جمع ناکسان
جان سپاریم کور گردد تا خسان

لحظه ایی دل را کبوتر میکنم
دیده یاد کربلا تر می کنم

کربلا نعش شهیدان روی خاک
سرجدا پیکر ز شمشیر چاک و چاک

زینب آمد در کنارقادیکلایی
گفت رفتی ما زبعدت بی پناه

گاه برسمت حجاز کرده نظر
گفت یا جدا به اهل بیت نگر

کشته اند نور دوعینت ای رسول
بارالها این فدا بنما قبول

ای( صفا ) جان تن ما هست حسین
در عزایش بر سرت هست شور و شین


شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی

https://telegram.me/shafabat

خاک و خون کشید
ناجوانمردانه در گردون کشید

از نفاق و جهل و از وابستگی
کشته اند خوبان در وارستگی

آن رجائی مرد دلسوز و امین
در ریاست بود بر کشور نگین

از میان تودهٔ زحمت کشان
بود هوادارِ همه مستضعفان

همّ و غمّش جز رفاه ما نبود
جای او جز نقش بر دلها نبود

باهنر مرد خدا بود و عمل
زره ائی در او نبود دوز و دغل

گرچه در عرش میهمان سرمدند
کشتهٔ دین حنیف احمدند

در فراق یار دلها خون شده
دیده ها در این عزا جیهون شده

رفته اند از بهر میثاق و وفا
کشتهٔ عشق اند در راه خدا

راهشان خالی ز رهرو کی شود
این مسیر از خون یاران طی شود

یادتان هست روز جانکاه عزا
سینه ها لبریز از درد و نوا

دوش مردم لاله های انقلاب
کرده اند از خون محاصن را خضاب

شد قیامت روز تشیع شهید
اینچنین تشیع که تا آن روز ندید

آن پیامی بود به جمع ناکسان
جان سپاریم کور گردد تا خسان

لحظه ایی دل را کبوتر میکنم
دیده یاد کربلا تر می کنم

کربلا نعش شهیدان روی خاک
سرجدا پیکر ز شمشیر چاک و چاک

زینب آمد در کنارقادیکلایی
گفت رفتی ما زبعدت بی پناه

گاه برسمت حجاز کرده نظر
گفت یا جدا به اهل بیت نگر

کشته اند نور دوعینت ای رسول
بارالها این فدا بنما قبول

ای( صفا ) جان تن ما هست حسین
در عزایش بر سرت هست شور و شین


شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی

https://telegram.me/shafabat

+ نوشته شده توسط قاسم جناتیان قادیکلائی در یکشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۶ و ساعت 9:53 |
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 13:09
برچسب‌ها : عزای,هشتم,شهریور,شهادت,شهیدان,رجائی,باهنر,

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :