روضه محبت خواهر و برادر | بلاگ

روضه محبت خواهر و برادر

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

 دوستی. زینب س با حسین ع
روضه مخصوص
◼️◼️◼️◼️◼️🔴🔴🔴🔴🔴♦️♦️♦️♦️♦️🌸🌸🌸🌸🌸🌴

به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب

به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب

من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم

زمانی زینت الله اکبر می شود زینب

زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی

که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب

سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت

به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب

حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس

به کشتی نجاتِ خلق، لنگر می‌ شود زینب

خودش یک لشکر است از کربلا تا شام،در وقتش؛

دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب

به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛

برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب

پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر

پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب

همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه

دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب

دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر

که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب

مگر سخن گفتن از زینب کار ساده ایی هست که قلم را یارای نوشتن و زبان را قدرت وصفش باشد اما از این خرمن به اندازه وسع ام برایتان بگوسم
خدا رحمت کند آیت الله مرعشی را میفرماید
روزی که زینب به دنیا امد دیدند از اول تولد دائم گریه میکند و چشمش را باز نمیکند /پیمبر رفت خانه زهرا قنداق نازنین زینب را بدست پیمبر دادن هرچه نوازش کرد از گریه ساکت نشد
نوبت به علی ع رسید دخترش رابغل کرد و هرچه ملاطفت کرد از گریه ساکت نشد
نوبت به حضرت مجتبی رسید او هم بسهم خود نوازشش کرد ولی از گریه ساکت نشد
صدا زدند مظلوم کربلا حسین را که بیا خواهرت را خاموش کن
حسین تا رسید خواهرش را بغل کرد دهن کنار گوشش برد چی گفت نمیدونم ولی زینب ساکت شد ولبش به خنده باز شد
اهل دل میگویند احتمالا گفت
خواهرم مگر کربلا رفتی داری گریه میکنی
مگر فرق شکافته علی اکبرم را دیدی و یا دست بریده عباسم را
زینب جان مگر زوالجناح بی صاحب را دیدی که سر به زمین میزند
و. الظّلیمه الظلیمه میخواند که گریه میکنی

خواهرا افغان مکن بامن رفیق کربلایی
آن زمین گردند یاران و انصارم فدایی
قاسم و عباس و اکبر پاره پاره از جفایی
باید ای خواهر کنی از بهرمن آن روز وفایی

خواهر جان گریه مکن گریه بزار برای کربلا و غریبی من
از ان روز هر وقت زینب گریه میکرد حسین راصدا میزدند

تاریخ و روزگار خواهر وبرادری مثل این دو سراغ ندارد
روزگار گذشت و زینب بزرگ شد عبدالله جعفر اومد خواستگاری زینب ع. امیرالمومنین به فضه کنیزشان فرمود زینب مادر ندارد
ببین عبدالله را میخواهد که شوهرش شود
زینب فرمود به شرطی میپذیرم که عبدالله شرط مرا قبول کند
شرط من اینه هر وقت حسینم خواست به دیدنم بیاد یا من بدیدارش بروم عبدالله مانع نشود
هر وقت حسینم سفر می رود منم با او باشم
عبدالله قبول کرد عقد بستند سه روز گه شد تو سنت عرب بود مادر بدیدار دختر تازه عروس بره اما زینب که مادر نداشت لذا علی ع به فضه امر کرد بدیدن زینب برود
فضه رفت خانه زینب دید نشسته گریه میکند چشمش گود رفته از گریه
گفت بی بی جان چی شده خودت را هلاک کردی خیلیها مادر نداشتند صبور باش
فرمود مگر من از بی مادری گریه میکنم گریهٔ من از ندیدن حسینه دلم براش تنگ شده
چه خوش باشد که مهربانی دو طرفه باشد ابن عباس میگه دیدم حسین خیلی غمگین هست پرسیدم چی شده فرمود سه روزه زینب را ندیدم
بلند شد رفت خانه زینب خواهر توی اتاق خوابیده بود ونور آفتاب به صورتش میتابید
حسین عبا را. ازتن در اورده و سایبان زینب کرد و خودش توی آفتاب بود ای بنازم به مرامت حسین جان /زینب بیدار شد دید برادر سایه درست کرده اون را در آغوش گرفت و فرمود حسین جان خیلی لطف کردی کی میتونم تلافی کنم
بگم یانه منو ببخشید
عاشورا اومد کنار بدن برادر دیدربدن پاره پاره یاد آن روز افتاد که داداش سایه درست کرد
اما اون که معجر نداره سایه بان بکنه
زبانحال

من زینبمه که چنده بلا بدیمه/ آه برار خاخر بمیره
من شه برار سر زتن جدا بدیمه /
دس روزگار مه قد و قامت بیّه خم/
بسکه شه برارون ره سر جدا بدیمه/
کربلا بمومه شش تا برار داشنمه
پاره پاره تن همه از جفا بدیمه/
عباس علمدار وقتی که بورده میدون/
خاخر بمیره ونه دس جدا بدیمه/
تازه جوون شه برار زا علی اکبر/
شمشیر بخرده ونه فرق دتا بدیمه/
تازه بورده قاسم بورده حجله هنیشه/
از دسّ ظالم عروسی عزا بدیمه/
کاشکی بمردبوم ندیبوم حسین ره درخون/
دل قتله گاه زوئه دس و پا بدیمه/


ندارمه معجر مه جان دربوره
مه برار بی سر مه جان دربوره
ای شاه بی یار خاخر بمیره
ته بی مه غمخوار خاخر بمیره
یاد بمو مرا /خاخر بمیره
بکشی عبا/،،،،
مه سره بالا/
بتمه اون روز/
با دل پرسوز /
کمبه من جبران/
ای شاه خوبان /
ندارمه معجر /
بکشم ته سر /


شاعر شعر محلی و متن روضه از قاسم جناتیان قادیکلایی
کانال جناتیان /باباجانپور/دوستان

+ نوشته شده توسط قاسم جناتیان قادیکلائی در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 22:54 |

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 20:47